گلیم بافی :

گلیم بیش از قالی در کشورمان سابقه و قدمت دارد و در واقع قالی در اثر تکامل گلیم بافی طی قرون و اعصار متمادی پدید آمده است و برای بافت گلیم نیز از دارهای عمودی و افقی استفاده می کنند. گلیم های هر منطقه دارای خصوصیات ویژه ای از نظر طرح ورنگ است وبه طور کلی باید گفت که گلیم هر منطقه را می توان باتوجه به طرحها و رنگبندی آن از مناطق دیگر باز شناخت.

اگر چه به طور معمول از نخ پنبه برای تار گلیم استفاده می شود ولی در برخی از مناطق گلیم بافی کشورمان مانند فیرزآبارد و روستاهای آن (محل استقرار ایل قشقایی ) و نیز در روستاهای بوشهر و کهگیلویه و بویر احمد از نخ پشمی به عنوان تار استفاده می شود. ضمن آن که در مناطق مذدکور خامه مصرفی با رنگهای گیاهی رنگرزی  مورد استفاده قرار می گیرد. همان طور هم که گفته شد ، استفاده از نقشه در بافت گلیم ، محدود است و بافت این نوع زیر انداز ، به طور عمدهم به صورت ذهنی و نقشهایش نیز حالت شکسته و هندسی دارد گلیم های ایرانی به طور کلی به دو دسته قابل تقسیم است :

١-گلیم هایی که با شیوه ی ( پود گذاری ) بافته می شود ، یعنی تنها از نخ تارو پود برای بافت آنها استفاده می شود ونخ پود باعبور از لا به لای نخ های تار طرح مورد نظر را به تدریج بر روی گلیم به وجود می آورد که این شیوه ی بافت تقریتاً در مناطق کشورما رایج است ولی از مهمترین مناطق می توان به سنندج و بیجار در استان کردستان ، هرسین ( در استان کرمانشاه ) ، فیروز آباد ( در استان فارس) ، نمین و روستاهای اطراف (در استان اردبیل) ، استان بوشهر ، استان کهکیلویه و بویر احمد، استان سمنان ، و استان قزوین اشا ره داشت.

٢-گلیم هایی که به شیوه « پود پیچی » بافته می شود یعنی علاوه بر نخ تارو نخ پود ، از نخ پود نازک نیز در بافت گلیم استفاده می شود و در واقع پود به حالت پیچش از میان نخهای تار عبور کرده و سپس باعبور پود نازک و بعد کوبیدن آن با شانه بافندگی عمل درگیری نخهای تارو پود قطعی می شود. این شیوه ی بافت که بسیاری صاحبنظران آن را حد واسطی میان گلیم بافی و قالی بافی ( در واقع آخرین منزلگاه تکامل گلیم بافی به قالیبافی ) دانسته اند ، در بافت گلیم معروف به ( ورنی ) در استان ها ی آذربایجان شرقی و اردبیل ( توسط عشایر ال سون ) و نیز دربافت گلیم معروف به شیرکی پیچ ( سوزنی ) در استان کرمان ( در مناطق سیرجان و بافت ) مرسوم و متداول است و چنین بافته هایی را «سوماک » (Sumak) نام نهاده اند.

دستبافی (نساجی سنتی):

سابقه ی دستبافی در ایران به هزاره های قبل از میلاد میرسد و نخستین نشانه ای که از وجود پارچه منسوج در ایران موجود است متعلق به ٤٠٠٠ سال قبل از میلاد است ک طی حفریات انجام شده شوش به دست آمده است.

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها  و برخی زیراندازها نظیر: جاجیم ، جاجیمچه ، روتختی ، رومیزی ، روسری ، لباسهای محلی ، ملحفه ، شمد و… در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری کشورمان مرسوم است . دستبافان برای تولید پارچه از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای « دووردی » و « چهاروردی » استفاده می کنند و برخی از آنان دستگاههای ژاکارد دستی ، تک فاز و سه فاز را نیز به تدریج جایگزین دستگاههای قدیمی کرده اند. بدون تردید مهمترین مرکز نساجی سنتی و پارچه بافی کشورمان شهر یزد است و از مشهد نیز می توان به عنوان یکی از مراکز مهم نام برد. دستبافان به طور معمول از نخ پشمی برای پود و از نخ پنبه ای به عنوان تار و پود استفاده می کنند. تولید پارچه های ابریشمی نیز در مناطقی از کشورمان همچون اسکو ، تبریز و  کلات ( در استا خراسان ) و رامیان ( در استا مازندران ) و قسمتهایی از گیلان و…مرسوم است اما امروزه بافت پارچه های نفیسی چون ترمه ، زری و مخمل و مخمل برجسته و دارایی از رونق افتاده و تنها در کارگاههای محدودی در شهرهای یزد و کرما ن(برای بافت ترمه ) و نیز زری و مخمل به طور عمده در کارگاههای وابسته به سازمان میراث فرهنگی کشور صورت میگیرد.

روکاری (رودوزی ):

اصطلاح روکاری یا رودوزی (Embroidery) معمولاً به آن گروه از تولیدات دست ساز اطلاق می شود که طی آن دختران و زنان شهری و روستایی کشورمان با استفاده از سوزن یا قلاب و به کمک نخهای رنگین یا با روکش فلزی بر روی پارچه نقشها و طرحهای اصیل و سنتی را پدید می آورند.

رودوزی های ایرانی کلاً به سه دسته قابل تقسیم است :

١-گونه ای که زمینه ی اساسی پارچه را سراسر بخیه می پوشاند تا زمینه ی تازه ای از رنگ و نقش پدید آید مانند سوزن دوزی بلوچ  ، قلابدوزی رشت ، پته دوزی کرمان و سوزن دوزی ممقان .

٢-گونه ای که برروی پارچه نقش چندانی دوخته نمیشود بلکه با عبور نخها ی رنگین از لابه لای تار و پودهای پارچه و دوختن این الیاف به یکدیگر پارچه ساده حالتی مشبک و رنگین به خود می گیردمانند سوزندوزی و قلابدوزی اصفهان .

٣-گونه ای که در آن زمینه ی پارچه به رنگ اصلی باقی مانده و به کمک الیاف دارای روکشهای فلزی نقش بر روی پارچه دوخته می شود مانند: ده یک دوزی ، نقده دوزی ، خوس دوزی و گلابتون دوزی.

در حال حاضر در برخی از منطق ، رودوزی خاصی رواج دارد مثلاً در کرمان ، پته دوزی به عنوان هنر رودوزی خاص زنان مطرح است و در بسیاری از مناطق روستایی بلوچستان، سوزندوزی رواج کامل دارد همان طور که در اصفهان ،سوزندوزی و ملیله دوزی مورد توجه زنان اصفهانی است. رودوزی های ایرانی بسیار متنوع است به صورتی که شمار آن را می توان بیش از   ١١٠  نوع دانست .