در «دایره المعارف بریتانیا » ضمن تعریف معنای واژه ی صنایع دستی آمده است که : «صنایع دسته به آن گروه از صنایع گفته می شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در تولید آن نقش اساسی دارد » و از دیدگاه «استاد علی اکبر دهخدا » صنایع دستی عبارت است از : «آنچه با دست ساخته می شود ، از پارچه و قالی ، ساخته های فلزی و غیره – مقابل صنایع ماشینی » و «استاد دکتر محمد معین » را عقیده بر این است که « صنایع دستی ، شامل صنعت هایی که دست در آن دخیل است مانند پارچه بافی و قالیبافی می شود. » به موجب تعریف دیگری «صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق می شود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده های آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بینش های فلسفی و ذوق و هنر انسان های هر منطقه با توجه به میراث های قومی آنان ساخته و پرداخته می شود.» آخرین تعریفی که از صنایع دستی توسط گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران اراِیه شده چنین است : صنایع دستی به مجموعه ای از «هنر – صنعت ها » اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی  می شود که در هر واجحد ان ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای  است.

 

با این حال از آنجا که تاثیر فوق العاده ی سنت ها و رسوم منطقه یی در صنایع دستی به خوبی قابل رویت است. تعریف مشخص و معینی به عنوان یک تفریف استاندارد از آنچه صنایع دستی نامیده می شود ، نمی توان به دست داد . ولی با توجه به تعاریف فوق الذکر و سایر تعاریف ی که تاکنون در این زمینه عنوان شده می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد.

ویژگیهای صنایع دستی :

١ -انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی برای تولید هر یک از فرآورده های دستی مراحل متعددی طی می شود. ولی انجام کلیه این مراحل به وسیله دست و ابزار و وسايل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود ، محصول تولید شده با توجه به مواردی که در تعریف ذکر شده ، صنایع دستی محسوب می شود.

٢-حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن طرحهای مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فرآورده ها.

٣-تامین قسمت عمده ی مواد اولیه ی مصرفی از منابع داخلی.

٤-داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرحها ، نقش ها ، و رنگ آمیزی اصیل، بومی و سنتی َ)

٥-عدم همانندی وعدم تشابه فرآورده های تولیدی با یکدیگر.

٦-عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.

٧-عدم نیاز به کارشناس و متخصص خارجی.

٨-دارا بودن ارزش افزوده زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.

٩-قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف ( شهر ، روستا ، و حتی در جوامع عشایری)

١٠- قابلیت انتقال تجربیات و رموز و فنون تولیدی به صورت سینه به سینه و همچنین طبق روش استاد و شاگردی و نیز به شیوه های آموزش مدون و نهایتا اموزش آکادمیک و دانشگاهی .